🔴 خوان کلام
🍂یکشنبهی نخل و آلامِ خداوند
✝️بر اساس انجیل متی ۲۶: ۱۴ — ۲۷: ۶۶
انجیل متی، تابلویی بینظیر از تضادها را در برابر چشمانمان میگستراند. پادشاهِ کائنات به بهای ناچیزِ سی سکهی نقره فروخته میشود. او که نانِ حیات است، در شام آخر جسم خویش را چون نانی برای ما میشکند و با عشقی فراتر از ادراکِ بشری در ترجمهی هزاره نو میفرماید:
بگیرید و بخورید، این است بدن من... این است خون من برای عهدِ [جدید] که بهخاطر بسیاری بهجهتِ آمرزش گناهان ریخته میشود.
در باغ جتسیمانی، آنجا که شاگردان در خوابِ غفلت فرو رفتهاند، عیسی در نبردی سهمگین با تنهایی و مرگ، جامِ ارادهی پدر را به آغوش میکشد. در برابرِ دادگاههای دروغین، اتهامات و تمسخرها، او که کلمهی ازلیِ خداست، سکوت اختیار میکند؛ سکوتی که از سرِ ضعف نیست، بلکه اوجِ اقتدارِ عشقی است که بارِ گناهِ جهان را یکتنه بر دوش میکشد.
بر فرازِ صلیب، در اوجِ رنج و تاریکیِ آسمان، فریادِ دردمندانهی او طنینانداز میشود:
ایلی، ایلی، لِما سَبَقْتَنی؟ خدای من، خدای من، چرا مرا واگذاردی؟
اما این پایانِ ماجرا نیست. با تسلیمِ جانِ او، پردهی معبد از بالا تا پایین میدرد و راهِ رسیدن به قلبِ خدا برای همیشه گشوده میشود؛ تا جایی که حتی یک فرماندهی رومی در پای صلیب اعتراف میکند بهراستی این مرد، پسر خدا بود!
عیسی تمامیِ این خیانتها، ترسها و انکارها را با خود به روی صلیب برد تا آنها را در آتشِ محبتِ خویش خاکستر کند. او اجازه داد تا خارها بر سرش بنشینند، تا ذهنهای ما از افکارِ تاریک رها شود. او دستهایش را به میخ سپرد، تا دستهای ما برای در آغوش کشیدنِ یکدیگر آزاد گردد.