در حال بارگزاری وبسایت فارسی کاتولیک...














زمان بندی برنامه های امروز رادیو فارسی کاتولیک

سخن امروز پاپ

 

 

 

----


هر صبح، خدا  می آید تا ما را هر کجا که هستیم پیدا کند. او ما را به برخاستن از این دنیا، فرا می خواند. تا نگاه کنیم و پی ببریم که ما برای بهشت ساخته شده ایم.

 

پاپ فرانسیس

 

---

 

انتشارات فارسی کاتولیک

 

انتشارات فارسی کاتولیک

 

 


📚قرائت ـ شنبه  ۲۷  ژوئن  ۲۰۲۶  -  ۶  تیر   ماه ۱۴۰۵



قرائت اول مراثي ارمياء ۲/ ۲، ۱۰ و-14و18-19
(جگرم‌ به‌ سبب‌ خرابي‌ دختر قوم‌ من‌ بر زمين‌ ريخته‌ شده‌ است‌.)
بخشي از كتاب مراثي ارمياء
خداوند تمامي‌ مسكن‌هاي‌ يعقوب‌ را هلاك‌ كرده‌ و شفقت‌ ننموده‌ است‌. قلعه‌هاي‌ دختر يهودا را در غضب‌ خود منهدم‌ ساخته‌، و سلطنت‌ و سرورانش‌ را به‌ زمين‌ انداخته‌، بي‌عصمت‌ ساخته‌ است‌. مشايخ‌ دختر صهيون‌ بر زمين‌ نشسته‌، خاموش‌ مي‌باشند، و خاك‌ بر سر افشانده‌، پلاس‌ مي‌پوشند. و دوشيزگان‌ اورشليم‌ سر خود را به سوي‌ زمين‌ مي‌افكنند. چشمان‌ من‌ از اشك¬ها كاهيده‌ شد و احشايم‌ به جوش‌ آمده‌ و جگرم‌ به‌ سبب‌ خرابي‌ دختر قوم‌ من‌ بر زمين‌ ريخته‌ شده‌ است‌. چونكه‌ اطفال‌ و شيرخوارگان‌ در كوچه‌هاي‌ شهر ضعف‌ مي‌كنند. و به‌ مادران‌ خويش‌ مي‌گويند: گندم‌ و شراب‌ كجا است‌؟ زيرا كه‌ مثل‌ مجروحان‌ در كوچه‌هاي‌ شهر بيهوش‌ مي‌گردند، و جان¬هاي‌ خويش‌ را به‌ آغوش‌ مادران‌ خود مي‌ريزند. براي‌ تو چه‌ شهادت‌ توانم‌ آورد و تو را به‌ چه‌ چيز تشبيه‌ توانم‌ نمود اي‌ دختر اورشليم‌! و چه‌ چيز را به‌ تو مقابله‌ نموده‌، تو را اي‌ دوشيزه‌ دختر صهيون‌ تسلي‌ دهم‌! زيرا كه‌ شكستگي‌ تو مثل‌ دريا عظيم‌ است‌ و كيست‌ كه‌ تو را شفا تواند داد. انبياي‌ تو رؤياهاي‌ دروغ‌ و باطل‌ برايت‌ ديده‌اند وگناهانت‌ را كشف‌ نكرده‌اند تا تو را از اسيري‌ برگردانند، بلكه‌ وحي كاذب‌ و اسباب‌ پراكندگي‌ براي‌ تو ديده‌اند. دل‌ ايشان‌ نزد خداوند فرياد برآورده‌، (مي‌گويد): اي‌ ديوار دختر صهيون‌، شبانه‌ روز مثل‌ رود اشك‌ بريز و خود را آرامي‌ مده‌ و مردمك‌ چشمت‌ راحت‌ نبيند! شبانگاه‌ در ابتداي‌ پاس¬ها برخاسته‌، فرياد برآور و دل‌ خود را مثل‌ آب‌ پيش‌ روي‌ خداوند بريز. و دست¬هاي‌ خود را به‌ خاطر جان‌ اطفالت‌ كه‌ از گرسنگي‌ به‌ سر هركوچه‌ بيهوش‌ مي‌گردند نزد او برافراز.
اين است سخن خدا. - خدا را سپاس باد.
 
مزمور برگردان                         مزمور 74
- خداوندا، به فریاد مسکینانت گوش فرا ده!
چرا اي‌ خدا ما را ترك‌ كرده‌اي‌ تا به‌ ابد  
و خشم‌ تو بر گوسفندان‌ مرتع‌ خود افروخته‌ شده‌ است‌؟
جماعت‌ خود را كه‌ از قديم‌ خريده‌اي‌، به ياد آور 
و آن‌ را كه‌ فديه‌ داده‌اي‌ 
تا سبط‌ ميراث‌ تو شود 
و اين‌ كوه‌ صهيون‌ را كه‌ در آن‌ ساكن‌ بوده‌اي‌.
- خداوندا، به فریاد مسکینانت گوش فرا ده!
قدم¬هاي‌ خود را به سوي‌ خرابه‌هاي‌ ابدي‌ بردار 
زيرا دشمن‌ هرچه‌ را كه‌ در قدس‌ تو بود خراب‌ كرده‌ است‌. 
دشمنانت‌ در ميان‌ جماعت‌ تو غرش‌ مي‌كنند 
و علم¬هاي‌ خود را براي‌ علامات‌ برپا مي‌نمايند.
و ظاهر مي‌شوند چون‌ كساني‌ كه‌ 
تبرها را بر درختان‌ جنگل‌ بلند مي‌كنند.
- خداوندا، به فریاد مسکینانت گوش فرا ده!
و الان‌ همه‌ نقش¬هاي‌ تراشيده‌ آن‌ را 
به‌ تبرها و چكش¬ها خرد مي‌شكنند.
قدس‌هاي‌ تو را آتش‌ زده‌اند 
و مسكن‌ نام‌ تو را تا به‌ زمين‌ بي‌حرمت‌ كرده‌اند. 
- خداوندا، به فریاد مسکینانت گوش فرا ده!
عهد خود را ملاحظه‌ فرما 
زيرا كه‌ ظلمات‌ جهان‌ از مسكن‌هاي‌ ظلم‌ پر است‌. 
مظلومان‌ به‌ رسوايي‌ برنگردند. 
مساكين‌ و فقيران‌ نام‌ تو را حمدگويند.  
- خداوندا، به فریاد مسکینانت گوش فرا ده!
 
سرود قبل از انجيل                يوحنا ۳/ ۳۵-36
هللويا- پدر پسر را دوست‌ مي‌¬دارد و همه‌ چيز را به‌ دست‌ او سپرده‌ است‌. 
آن‌ كه‌ به‌ پسر ايمان‌ آورد حيات‌ جاودان‌ دارد - هللويا.
 
انجيل                     متي ۸/ ۵-17
(بسياري‌ از مشرق‌ و مغرب‌ خواهند آمد تا همراه‌ با ابراهيم‌، اسحاق‌ و يعقوب‌ در جشن‌ ملكوت‌ آسمان‌ بنشينند.)
بخشي از انجيل متي     - درود بر تو اي خداوند.
در آن ایام، چون‌ عیسی به‌ كفرناحوم‌ درآمد، يك‌ افسر رومي‌ نزد او آمد و التماس‌ نموده‌ گفت‌: "اي‌ آقا، خادم‌ من‌ مفلوج‌ در خانه‌ خوابيده‌ و سخت‌ درد مي‌كشد". عيسي‌ گفت‌: "من‌ خود آمده‌ او را شفا خواهم‌ داد". افسر رومي‌ پاسخ‌ داد: "اي‌ آقا، من‌ لايق‌ آن‌ نيستم‌ كه‌ به‌ زير سقفم‌ درآيي‌، فقط‌ فرمان‌ ده‌ و خادمم‌ شفا خواهد يافت‌. چراكه‌ من‌ خود تحت‌ فرمانم‌ و سربازاني‌ زير دست‌ خود دارم‌ و به‌ يكي‌ مي‌گويم‌ "برو" و او مي‌رود و به‌ ديگري‌ "بيا" و او مي‌آيد و خادمم‌ را مي‌گويم‌ "اين‌ را انجام‌ ده‌" و او انجام‌ مي‌دهد". هنگامي‌كه‌ عيسي‌ اين‌ سخنان‌ را شنيد از او در شگفت‌ ماند و برگشته‌ به‌ جمعيتي‌ كه‌ به دنبالش‌ مي‌رفتند گفت‌: "به راستي‌ به‌ شما مي‌گويم‌ كه‌ حتي‌ در اسرائيل‌ چنين‌ ايماني‌ نيافتم‌. و به‌ شما مي‌گويم‌ كه‌ بسياري‌ از مشرق‌ و مغرب‌ خواهند آمد تا همراه‌ با ابراهيم‌، اسحاق‌ و يعقوب‌ در جشن‌ ملكوت‌ آسمان‌ بنشينند، ولي‌ پسران‌ ملكوت‌ به‌ ظلمت‌، جايي‌ كه‌ گريه‌ و ساييدن‌ دندان‌ خواهد بود، بيرون‌ افكنده‌ خواهند شد". و عيسي‌ به‌ افسر رومي‌ گفت‌: "برو، مطابق‌ ايمانت‌ به‌ تو عطا شود". و همان‌ دم‌ خادم‌ شفا يافت‌. و چون‌ به‌ خانه‌ پطرس‌ درآمد، مادرزن‌ پطرس‌ را ديد كه‌ تب‌ كرده،‌ خوابيده‌ است‌. وي‌ دست‌ او را لمس‌ نمود و تب،‌ او را رها كرد و او برخاست‌ و به‌ خدمتگزاري‌ ايشان‌ پرداخت‌. هنگام‌ غروب‌، بسياري‌ را نزد وي‌ آوردند كه‌ دچار ارواح‌ پليد بودند. وي‌ ارواح‌ را با يك‌ كلمه‌ بيرون‌ راند و همه‌ آنان‌ را كه‌ بيمار بودند شفا بخشيد، تا نبوت‌ اشعياء نبي‌ تحقق‌ يابد: "وي‌ ضعف¬هاي‌ ما را گرفت‌ و امراضمان‌ را برداشت‌".
اين است سخن خدا. - ستايش بر تو، اي مسيح.
تعمق
عيسي‌ تحت‌ تأثير ايمان‌ يك‌  فرد بت‌¬پرست‌ قرار مي‌گيرد. او چنان‌ متواضع‌ است‌ كه‌ به‌ عيسي‌ مي‌گويد لياقت‌ آن را ندارد كه‌  وي‌ به‌ زير سقف‌ خانه‌اش‌ بيايد و چنان‌ به‌ قدرت‌ او ايمان‌ دارد كه‌ مي‌گويد كافي‌ است‌ سخني‌ بگويد و خادمش‌ شفا خواهد يافت‌. عيسي‌ اعلام‌ مي‌دارد كه‌ شركت‌ در ضيافت‌ ملكوت‌ آسمان‌ مستلزم‌ چنين‌ ايمان‌ و تواضعي‌ خواهد بود و نه‌ صرفاً تعلق‌ به‌ قوم‌ يهود.
٭ آيا واقعاً آگاه‌ هستيم‌ كه‌ شرط‌ شركت‌ در ضيافت‌ ملكوت‌ آسمان‌، تعلق‌ به‌ قوم‌، نژاد، مليت‌، زبان‌ و حتي‌ مذهب‌ خاصي‌ صرفاً به عنوان‌ يك‌ ضمانت‌ نخواهد بود، بلكه‌ اينكه‌ تا چه‌ حد در محبت‌ و ايمان‌ رشد نماييم‌ و با تواضع‌ اراده‌ خداوند را بجا آوريم‌؟
٭ آيا با افرادي‌ كه‌ هم‌ مذهب‌ ما نيستند با تعصب‌ و بدبيني‌ برخورد مي‌كنيم‌ يا ايمان‌ داريم‌ كه‌ خداوند آنان‌ را نيز به‌ ملكوت‌ خود دعوت‌ كرده‌ است‌ و بايد سعي‌ كنيم‌ در محبت‌ و احترام متقابل‌ با آنان‌ برخورد كنيم‌؟