قرائت اول - فيليپيان 2/ 5-11
بخشي از رساله پولس رسول به فيليپيان
در ميان خود همان فكر را داشته باشيد كه در مسيح عيسي بود: اگر چه او بصورت خدا بود ولي برابر بودن با خدا را بعنوان غنيمت محسوب نكرد، بلكه خود را تهي كرده بصورت غلام در آمده شبيه انسانها گشت. چون به شكل انسان در آمد خود را فروتن ساخته، تا به مرگ، حتي مرگ بر روي صليب مطيع گرديد. از اين رو خدا او را بسيار سرافراز نمود و نامي را كه مافوق همه نامهاست به او بخشيد، تا اينكه به نام عيسي هر موجودي در آسمان، برزمين و زير زمين به زانو در آيد و هر زباني اقرار كند كه عيساي مسيح خداوند است، براي جلال خداي پدر.
اين است سخن خدا. - خدا را سپاس باد.
مزمور برگردان مزمور 22
نذرهاي خود را
به حضور ترسندگانت ادا خواهم نمود.
حليمان غذا خورده، سير خواهند شد.
و طالبان خداوند او را تسبيح خواهند خواند.
و دلهاي شما زيست خواهد كرد تا ابدالا´باد.
جميع كرانههاي زمين متذكر شده،
بسوي خداوند بازگشت خواهند نمود.
و همه قبايل امّتها به حضور تو سجده خواهند كرد.
زيرا سلطنت از آن خداوند است.
و او بر امّتها مسلط است.
ذريتي او را عبادت خواهند كرد
و درباره خداوند طبقه بعد را اخبار خواهند نمود.
ايشان خواهند آمد و از عدالت او خبر خواهند داد،
قومي را كه متولد خواهند شد
كه او اين كار كرده است.
سرود قبل از انجيل متي 22 /14 و10 /37
هللويا- زيرا مدعوين بسيارند ولي برگزيدگان اندك.
آنكه پدر يا مادر خود را بيش از من دوست بدارد، لايق من نيست - هللويا.
انجيل لوقا 14 /15-24
بخشي از انجيل لوقا - درود بر تو اي خداوند.
يكي از مهمانان چون اين را شنيد وي را گفت: "خوشابحال آن كه در ملكوت خدا بر سر سفره نشيند". آنگاه وي به او گفت: "مردي ضيافت شام عظيميداد و بسياري را دعوت نمود.چون ساعت شام رسيد، خادمش را فرستاد تا دعوت شدگان را بگويد: "بيائيد، حال همه چيز آماده است". ولي همه يكسان شروع به عذر آوردن كردند. اولي به او گفت: " قطعه زميني خريدهام و بايد بروم آن را ببينم. از تو خواهش دارم مرا معذور دار". ديگري گفت: "پنج جفت گاو خريده ام و ميروم تا آنان را امتحان كنم. از تو خواهش دارم مرا معذور دار" و ديگري گفت: "زن گرفتهام، پس نميتوانم بيايم". خادم بازگشته اين چيزها را به آقاي خود بازگو كرد. آنگاه صاحبخانه خشمگين گشته به خادم خود گفت: "فوراً به ميدانها و خيابانهاي شهر برو و فقيران، لنگان، كوران و شلان را به اينجا بياور". خادمش گفت: "آقا، آنچه فرمان دادي انجام شده است و هنوز هم جاهست". آنگاه آقابه خادمش گفت: "به شاهراهها و كوچه باغها برو و مردم را وادار نما كه داخل شوند تا خانه من پر گردد. زيرا به شما ميگويم هيچيك از آناني كه دعوت شده بودند، شام مرا نخواهند چشيد".
تعمق
دعوت رايگان خدا از همه انسانها براي شركت در ضيافت ملكوت او، ضامن سهيم شدن ما در خوان ابدي نيست، زيرا اين امر مستلزم پاسخ مثبت ما به او و ترجيح دادن وي به هر نوع دلبستگي مادي و عاطفي ميباشد. آناني كه چنان درگير امور اين جهان ميشوند كه هدف اصلي زندگي خود را كه بسر بردن در صميميت و اتحاد با خداست، از ياد ميبرند، خوان محبت خدا را نخواهند چشيد و طبق انتخاب خودشان از شادي شركت در ضيافت ملكوت محروم خواهند گشت.
* براي عدم پذيرفتن دعوت خداوند به يك زندگي صميمانهتر با وي، چه بهانههائي ميآوريم؟
* اگر نعمتها و مخلوقات خدا در زندگي ما جايي بيش از حد گرفتهاند، بطوري كه قلب خود را به روي خالق آنها ميبنديم و دعوت او را رد ميكنيم، از او طلب بخشش نمائيم و دعا كنيم كه شايسته آن گرديم كه در ملكوت خدا بر سفره او بنشينيم.