هر صبح، خدا می آید تا ما را هر کجا که هستیم پیدا کند. او ما را به برخاستن از این دنیا، فرا می خواند. تا نگاه کنیم و پی ببریم که ما برای بهشت ساخته شده ایم.
پاپ فرانسیس
---
📚قرائت ـ دوشنبه ۱ ژوئن ۲۰۲۶ - ۱۱ خرداد ماه ۱۴۰۵
۲پطرس 1:2-7
فیض و سلامتی به واسطۀ شناخت خدا و خداوند ما عیسی، بهفزونی بر شما باد.
قدرت الهیِ او هرآنچه را برای حیات و دینداری نیاز داریم بر ما ارزانی داشته است. این از طریق شناختِ او میسّر شده که ما را به واسطۀ جلال و نیکویی خویش فرا خوانده است.
او به واسطۀ اینها وعدههای عظیم و گرانبهای خود را به ما بخشیده، تا از طریق آنها شریک طبیعت الهی شوید و از فسادی که در نتیجۀ امیال نفسانی در دنیا وجود دارد، بِرَهید.
از همین رو، به سعی تمام بکوشید تا به واسطۀ ایمان خود نیکویی بار آورید و به واسطۀ نیکویی، شناخت،
و به واسطۀ شناخت، خویشتنداری، و به واسطۀ خویشتنداری، پایداری، و به واسطۀ پایداری، دینداری،
و به واسطۀ دینداری، مهرِ برادرانه و به واسطۀ مهرِ برادرانه، محبت.
مزمور 91:1-2 ,14-16
آن که در مخفیگاه آن متعال قرار گزیند، زیر سایۀ قادر مطلق به سر خواهد برد.
دربارۀ خداوند میگویم: «اوست پناه من و دژ من، خدای من که بر او توکل دارم.»
خداوند میفرماید: «چون مرا دوست میدارد، او را خواهم رهانید؛ و چون نام مرا میشناسد، از او محافظت خواهم کرد.
او مرا خواهد خواند و من او را اجابت خواهم کرد؛ در تنگی با وی خواهم بود؛ او را خواهم رهانید و عزّت خواهم بخشید.
به عمر دراز، او را سیر خواهم کرد و نجات خویش را به او نشان خواهم داد.»
خدای من بر تو توکل دارم .
مَرقُس 12:1-12
سپس عیسی به مَثَلها با ایشان سخن آغاز کرد و گفت: «مردی تاکستانی غَرْس کرد و گِرد آن دیوار کشید و چرخُشتی در آن کَند و برجی بنا نهاد. سپس تاکستان را به چند باغبان اجاره داد و خود به سفر رفت.
در موسم برداشت محصول، غلامی نزد باغبانان فرستاد تا مقداری از میوۀ تاکستان را از آنها بگیرد.
امّا آنها غلام را گرفته، زدند و دستخالی بازگرداندند.
سپس غلامی دیگر نزد آنها فرستاد، ولی باغبانان سرش را شکستند و به او بیحرمتی کردند.
باز غلامی دیگر فرستاد، امّا او را کشتند. و به همینگونه با بسیاری دیگر رفتار کردند؛ بعضی را زدند و بعضی را کشتند.
او تنها یک تن دیگر داشت که بفرستد و آن، پسر محبوبش بود. پس او را آخر همه روانه کرد و با خود گفت: ”پسرم را حرمت خواهند نهاد.“
امّا باغبانان به یکدیگر گفتند: ”این وارث است؛ بیایید او را بکشیم تا میراث از آن ما شود.“
پس او را گرفته، کشتند و از تاکستان بیرون افکندند.
حال، صاحب تاکستان چه خواهد کرد؟ خواهد آمد و باغبانان را هلاک کرده، تاکستان را به دیگران خواهد سپرد.
مگر در کتب مقدّس نخواندهاید که: «”سنگی که معماران رد کردند، مهمترین سنگ بنا شده است؛
خداوند چنین کرده و در نظر ما شگفت مینماید“؟»
آنگاه بر آن شدند عیسی را گرفتار کنند، زیرا دریافتند که این مَثَل را دربارۀ آنها گفته است، امّا از جمعیت بیم داشتند؛ پس او را ترک کردند و رفتند.