قرائت اول سيراخ 3: 17ـ18, 20 ، 29ـ30
(خود را فروتن ساز و نزد خدا فيض خواهي يافت)
بخشي از كتاب سيراخ
اي فرزند، در كارهاي خود فروتن باش
و اينچنين آنكه نزد خدا مقبول است،
تو را دوست خواهد داشت.
و هر چه والاتر هستي، خود را بيشتر فروتن ساز
و اينچنين نزد خداوند فيض خواهي يافت.
قدرت خداوند عظيم است
و فروتنان هستند كه او را جلال ميدهند
مرد حكيم در دل خود به مثل¬ها تفكر ميكند
و آرزوي خردمندان گوش شنوا است
همچنان كه آب، آتش فروزاني را خاموش ميسازد،
صدقه، كفاره گناهان مي¬باشد.
اين است سخن خدا. - خدا را سپاس باد.
مزمور برگردان مزمور 68: 3ـ7 و 9ـ10
-تويي اي خداوند، پدر فروتنان.
عادلان شادي كنند،
در حضور خداوند به وجد آمده
و آواز شادماني سر دهند.
-تويي اي خداوند، پدر فروتنان.
براي خداوند سرود بخوانيد
وبه نام وي ترنم نماييد
زيرا نام او "خداوند" است
در حضور او شادي كنيد.
-تويي اي خداوند، پدر فروتنان.
پدر يتيمان و مدافع بيوهزنان
چنين است خدا در مسكن مقدس خود
خدا بيكسان را ساكن خانه ميگرداند
و اسيران را براي سعادت رهايي ميبخشد.
-تويي اي خداوند، پدر فروتنان.
باران وافري را اي خدا، بارانيدي،
ميراث خسته خود را قوت بخشيدي
و قوم تو در آن سرزمين ساكن گشت
كه تو اي خدا، در محبتت براي مسكينان آماده ساختي.
-تويي اي خداوند، پدر فروتنان.
قرائت دوم عبرانيان 12: 18ـ19و22ـ24
(شما به كوه صهيون نزديك شدهايد، به شهر خداي زنده)
بخشي از رساله به عبرانيان
اي برادران، در واقع شما به واقعيتي قابل لمس نزديك نشدهايد: آتش سوزان، ابر تاريك، ظلمت و طوفان، و آواز شيپور و غريو كلامي كه شنوندگان آن التماس ميكردند ديگر به آنان گفته نشود.
اما شما به كوه صهيون نزديك شدهايد و به شهر خداي زنده، به اورشليم آسماني و به جمع بي¬شمار فرشتگان و به محفل جشن و به اجتماع نخست¬زادگاني كه در آسمان¬ها ثبت گرديدهاند و به خدايي كه داور جهاني است و به روح¬هاي عادلاني كه به كمال رسيدهاند، و به عيسي واسط عهدي نوين.
اين است سخن خدا. - خدا را سپاس باد.
سرود قبل از انجيل لوقا 4: 18
هللويا- خداوند مرا مسح نموده
تا مسكينان را بشارت دهم،
و مرا فرستاده است تا آزادي را به اسيران اعلام كنم. - هللويا.
انجيل لوقا 14: 1و7ـ14
(هر آنكه خود را سرافراز سازد، خوار خواهد شد و هر آنكه خويشتن را فروتن سازد، سرافراز خواهد گشت)
بخشي از انجيل لوقا - درود بر تو اي خداوند.
حال در يك روز سبت عيسي براي صرف غذا به منزل يكي از سران فريسيان رفت و آنان مراقب وي بودند. با مشاهده اين كه مهمانان چگونه صدر مجلس را اختيار ميكردند، براي ايشان مثل آورده گفت: "چون كسي تو را به جشن عروسي دعوت كند، در صدر مجلس ننشين، مبادا شخصي مهم¬تر از تو دعوت شده باشد و كسي كه تو و او را دعوت نموده، بيايد و به تو بگويد: جايت را به اين شخص بده. آنگاه تو با شرمساري، بايد بروي و پايينترين جاي را بگيري. بلكه چون دعوت ميشوي، به پايينترين مكان برو و آنجا بنشين، تا وقتي آن كه تو را دعوت كرده ميآيد، به تو بگويد: اي دوست، بالاتر برو. آنگاه در حضور ديگر مهمانان عزت خواهي داشت. زيرا هر آنكه خود را سرافراز سازد، خوار خواهد شد و هر آنكه خويشتن را فروتن سازد، سرافراز خواهد گشت."
آنگاه ميزبانش را گفت: "وقتي ناهار يا شامي ميدهي، دوستانت، برادرانت، اقوامت يا همسايگان توانگرت را دعوت مكن، مبادا آنان نيز متقابلاً تو را دعوت كنند و عوض خود را دريافت داري. بلكه چون ضيافتي ميدهي، فقيران، لنگان، شلان و كوران را دعوت كن. و خوشبخت خواهي بود، زيرا آنان ندارند كه تو را عوض دهند و در قيامت عادلان، تو را عوض داده خواهد شد."
اين است سخن خداوند. - ستايش بر تو، اي مسيح.
تعمق
در حاليكه معيارهاي اين جهان ما را به كسب هر چه بيشتر مال و قدرت و دست يافتن به مقام اول در هر چيز تشويق ميكنند، قرائت¬هاي امروز به ما ميگويند كه طبق معيارهاي ملكوت خدا، بزرگي در فروتني و سرافرازي در ارجحيت دادن به ديگران است. با اينكه كلام خداوند به وضوح ما را به فروتني دعوت ميكند و آن را شرط ورود به ملكوت خدا ميسازد، متأسفانه همه ما كم و بيش معيار بزرگي در اين جهان را، معيار واقعي تلقي ميكنيم و آن را در زندگي خود به كار ميبنديم. به عنوان مثال به جاي آنكه به فرزندان خود صفا و همكاري و دوستي را بياموزيم، از همان اوايل كودكي آنان را به رقابت در بازي تشويق ميكنيم تا "برنده" شوند و "مقام اول" را كسب كنند. به اين ترتيب، آنان از همان سال-هاي اول زندگي، به غلط چنين ميآموزند كه آنچه اهميت دارد، برنده و اول شدن است، حتي اگر به قيمت آزردن سايرين و پايمال كردن حقوق آنها باشد. اين تربيت غلط را در مدرسه، فعاليت¬هاي ورزشي و اجتماعي ادامه ميدهيم و در نتيجه ميبينيم كه هدف اكثر دانشآموزان كسب بهترين نمره است، نه دانش و هدف ورزش كسب مقام قهرماني است، نه پرورش بدني سالم و روح همكاري با سايرين و هدف فعاليت¬هاي اجتماعي و شغل¬هايي كه به دنبال آنها ميرويم اغلب بدست آوردن بهترين امكانات دنيوي است و نه همكاري با خداوند در پيشبرد كار خلقت او و مشاركت برادرانه با همه انسانها.
به دليل وجود اين همه معيارهاي غلط در جنبههاي مختلف زندگي، اين خطر وجود دارد كه در زمينه روحاني و معنوي نيز هدفمان كسب مقام اول در بهشت و دريافت پاداش از خدا باشد و نه محبت پاك و خالصي كه در مشاركتي صميمانه با خدا و خدمتي بيريا به همنوعان نمايان ميگردد. كلام خدا به ما ميگويد: "اي فرزند، در كارهاي خود فروتن باش و اينچنين، آن كه نزد خدا مقبول است، تو را دوست خواهد داشت و هر چه والاتر هستي، خود را بيشتر فروتن ساز و اينچنين نزد خداوند فيض خواهي يافت. قدرت خداوند عظيم است و فروتنان هستندكه او را جلال ميدهند" (قرائت اول).
در قرائت انجيل نيز مسيح ما را از تلاش براي كسب بهترين جا و سرافراز ساختن خود برحذر ميدارد: "زيرا هر آنكه خود را سرافراز سازد، خوار خواهد شد و هر آنكه خويشتن را فروتن سازد، سرافراز خواهد گشت." او از ما ميخواهد كه رابطه ما با ساير انسانها بر مبناي محبت و مشاركت برادرانه باشد و نه داد و ستد و اميد دريافت عوض و پاداش در اين جهان: "چون ضيافتي ميدهي، فقيران، لنگان، شلان و كوران را دعوت كن و خوشبخت خواهي بود، زيرا آنان ندارند كه تو را عوض دهند و در قيامت عادلان، تو را عوض داده خواهد شد."
راه مقبول واقع شدن به درگاه خداوند، كسب "مدال" از طريق بجا آوردن آداب و رسوم ديني و مقررات شريعت نيست تا بدينوسيله خود را از سايرين بهتر دانسته، دست يافتن به ملكوت آسمان را حق و پاداش خود بدانيم، بلكه قبول اين واقعيت است كه بدون ياري خداوند، هيچ هستيم و تنها به فيض رايگان اوست كه نجات مييابيم. براي ما مسيحيان، فروتني تنها يك فضيلت نيست كه مسيح آن را صرفاً با كلامش تعليم داده باشد، بلكه حقيقتي است كه اساس راز نجات ما را تشكيل ميدهد: "اگر چه او (عيسي) به صورت خدا بود، ولي برابر بودن با خدا را به عنوان غنيمت محسوب نكرد، بلكه خود را تهي كرده، به صورت غلام درآمد و شبيه انسانها گشت. چون به شكل انسان درآمد، خود را فروتن ساخته، تا به مرگ، حتي مرگ بر روي صليب مطيع گرديد. از اين رو خدا او را بسيار سرافراز نمود و نامي را كه مافوق جميع نام¬ها است به او داد" (فيليپيان 2/6-9).
ما نيز زماني به راستي شايسته ملكوت خواهيم شد و در قيامت عادلان عوض دريافت خواهيم داشت كه ديگران را با محبت مسيح دوست بداريم و فروتني ما كاذب و به جهت جلب توجه سايرين و يا حتي دريافت پاداش در آخرت نباشد، بلكه ثمر يك آگاهي راستين از هيچ و تهي و بودنمان در حضور خدا. تنها در آن صورت است كه ميتوانيم اميد داشته باشيم قرائت دوم در مورد ما نيز صادق باشد: "شما به كوه صهيون نزديك شدهايد و به شهر خداي زنده، به اورشليم آسماني و به جمع بيشمار فرشتگان و به محفل اجتماع نخستزادگاني كه در آسمانها ثبت گرديدهاند و به عيسي واسط عهدي نوين."
٭ از خداوند بخواهيم تا ما را هر چه بيشتر از فقر و عدم شايستگيمان آگاه سازد تا هميشه در حضور او فروتن باشيم و هرگز خود را از سايرين برتر ندانيم.
٭ آيا به راستي آگاهيم كه نجات نتيجه فيض رايگان خداست و نه عوض و پاداش فضيلت¬ها و شايستگي ما؟ دعا كنيم تا اين آگاهي، ما را از روحيه رقابت و تمايل به سلطهجويي در تمام ابعاد زندگي آزاد سازد و ما را از غرور و تكبر تطهير نموده، پيروان راستين فروتني و محبت رايگان مسيح بگرداند.
٭ "ما اغلب ميگوييم كه هيچ هستيم و بيچاره و بيارزشيم. اما اگر كسي حرف ما را جدي بگيرد و ما را اينچنين به سايرين معرفي كند، خيلي ناراحت و دلگير ميشويم. در نتيجه، فروتني، گوشهنشيني و پنهان ساختنمان از انظار ديگران، كاذب است و هدف واقعي ما آن است كه ديگران به سوي ما جلب شوند و ما را بجويند. چنين وانمود ميكنيم كه ميخواهيم جاي آخر را بگيريم و در پائين سفره بنشينيم، ولي هدفمان آن است كه متوجه ما بشوند و ما را به صدر مجلس ببرند. فروتني واقعي تظاهر نميكند و به ندرت از خود سخن ميگويد، زيرا هدف فروتني واقعي نه تنها آن است كه ساير فضيلت¬ها را پنهان نمايد، بلكه خود را نيز پنهان سازد... پس بياييد يا از فروتني سخن نگوييم، يا با صداقت از آن حرف بزنيم، به طوريكه كلام و احساس دروني ما با هم مطابقت داشته باشند. چشمانمان را جز به منظور فروتن ساختن قلب خود پايين نياندازيم و تظاهر نكنيم كه مايليم آخرين باشيم، مگر آنكه با تمام دل بخواهيم كه آخرين باشيم." (حضرت فرانسيس دو سالز)