عيسي اول به مريم مجدليه كه هفت ديو از او بيرون كرده بود ظاهر شد (مرقس ۱۶/ ۹). زن گنهکار و بخشيده شده، با محبت از پي عيسي گام برداشت. وي عضوي از گروه زنان بود که به همراه عيسي و دوازده شاگرد از شهري به شهري براي بشارت کلام مي¬رفتند (ر.ک لوقا ۸/ ۳). آنگاه که با دستگير شدن خداوند، شاگردان پراکنده شدند، وي در کنار مريم، مادر عيسي، و يوحنا، شاگرد محبوب خداوند، در پاي صليب ماند (ر.ک يوحنا ۱۹/ ۲۵). پس از آنکه جسد خداوند به قبر گذاشته شد، مريم هنوز هم در کنار آن مي¬ماند و به همراه مريم، همسرکلئوفاس، مقابل قبر نشسته بودند (متي ۲۷/ ۶۱). اين است خدمت بي سر و صدا، محبت پايداري که براي هميشه، مريم مجدليه را به رهبر الهي¬اش مسيح، پيوند داد. خداوند اراده نمود تا پس از رستاخيزش، اول از همه به او ظاهر شود و رسالت اعلام بشارت شادي رستاخيز را به او واگذار نمود. مراسم کليسايي بيزانتن مريم مجدليه را ″رسول رسولان″ مي¬خواند: باشد تا به شفاعت او و سرمشق از زندگي وي، مسيح رستاخيز کرده را بشارت دهيم و روزي بتوانيم به مشاهده جلالش نائل آييم.
قرائت اول (2-قرنتیان ۵/ ۱۴-17)
( دیگر مسیح را بر حسب جسم نمي¬شناسيم)
بخشي از رساله دوم پولس رسول به قرنتیان
ای برادران، محبت مسيح ما را به اين فكر وا مي¬دارد كه يك نفر براي همه مرد، پس همه مردند. و او براي همه مرد تا آناني كه زندهاند ديگر براي خود زندگي نكنند، بلكه براي او كه براي ايشان مرد و برخاست. به اين ترتيب، از اين پس هيچ¬كس را بر حسب جسم نمي¬شناسيم. حتي اگر مسيح را بر حسب جسم شناخته باشيم، اكنون ديگر او را اينچنين نمي¬شناسيم. بنابراين اگر كسي در مسيح باشد، خلقت تازهاي است: چيزهاي كهنه در گذشته است و اينك همه چيز تازه شده است.
اين است سخن خدا. - خدا را سپاس باد
مزموربرگردان مزمور 6
- خداوندا، جان من تشنه توست
اي خدا، تو خداي من هستي.
در سَحَر تو را خواهم طلبيد.
جان من تشنة تو است
و جسدم مشتاق تو
در زمينِ خشكِ تشنة بيآب.
- خداوندا، جان من تشنه توست
رحمت تو از حيات نيكوتر است.
پس لب¬هاي من تو را تسبيح خواهد خواند.
از اين رو تا زنده هستم تو را متبارك خواهم خواند.
و دست¬هاي خود را به نام تو خواهم برافراشت.
- خداوندا، جان من تشنه توست
در پاس¬هاي شب در تو تفكر ميكنم.
زيرا تو مددكار من بودهاي
و زير ساية بال¬هاي تو شادي خواهم كرد
جان من به تو چسبيده است
و دست راست تو مرا تأييد كرده است.
- خداوندا، جان من تشنه توست
سرود قبل از انجیل
هللویا- بگو، ای مریم: در راه چه دیدی؟ قبر مسیح زنده را، جلال مسیح رستاخیز کرده. – هللویا.
انجیل یوحنا ۲۰/ ۱ و 11-18
(اي زن، چرا گريه ميكني؟ به دنبال كه ميگردي؟ )
بخشي از انجيل یوحنا - درود بر تو اي خداوند.
بامداد روز اول هفته وقتي هوا هنز تاريك بود مريم مجدليه بر سر قبر آمد و ديد كه سنگ از جلوي قبر برداشته شده است.
حال، مريم بيرون نزديك قبر ايستاده، ميگريست. در حالي كه گريه ميكرد، به سوي قبر خم شد و دو فرشته را با لباس سفيد در جایي كه بدن عيسي نهاده شده بود نشسته ديد، يكي به طرف سر و ديگري به طرف پا. آنان به او گفتند: "اي زن، چرا گريه ميكني؟" او به ايشان گفت: "خداوند مرا بردهاند و نميدانم او را كجا نهادهاند". چون اين را گفت، به عقب برگشت و عيسي را ايستاده ديد، ولي نميدانستكه عيسي است. عيسي به او گفت: "اي زن، چرا گريه ميكني؟ به دنبال كه ميگردي؟" مريم به گمان اينكه باغبان است، به او گفت: "اي آقا، اگر تو او را بردهاي، به من بگو او را كجا نهادهاي و او را برخواهم داشت". عيسي به او گفت: "مريم!" و او برگشته به عبري به او گفت: "ربوني!" (يعني اي استاد). عيسي به او گفت: "مرا بازمدار، زيرا هنوز نزد پدر صعود نكردهام. بلكه پيش برادران من رفته به ايشان بگو: من نزد پدر خود و پدر شما، خداي خود و خداي شما صعود ميكنم". پس مريم مجدليه آمد تا به شاگردان اعلام دارد كه "خداوند را ديدم″ و اين چيزهایی است که به من گفته است.
اين است سخن خدا. - ستايش بر تو، اي مسيح.