
📚قرائت ـ جمعه ۲۱ آگوست ۲۰۲۶ - ۳۰ مرداد ماه ۱۴۰۵
قرائت اول - حزقيال ۳۷/ ۱-14
(اي استخوان¬هاي خشك، كلام خداوند را بشنويد! شما را اي قوم من از قبرهايتان درخواهم آورد.)
بخشي از كتاب حزقيال نبي
دست خداوند بر من فرود آمده، مرا در روح خداوند بيرون برد و در همواري قرار داد و آن از استخوان¬ها پر بود و مرا به هر طرف آنها گردانيد. و اينك آنها بر روي همواري بينهايت زياده و بسيار خشك بود و او مرا گفت: «اي پسر انسان آيا ميشود كه اين استخوان¬ها زنده گردد؟» گفتم: «اي خداوند يهوه تو ميداني.» پس مرا فرمود: «بر اين استخوان¬ها نبوت نموده، به اينها بگو: اي استخوان¬هاي خشك،كلام خداوند را بشنويد! خداوند يهوه به اين استخوان¬ها چنين ميگويد: اينك من روح به شما درميآورم تا زنده شويد و پيهها بر شما خواهم نهاد و گوشت بر شما خواهم آورد و شما را به پوست خواهم پوشانيد و در شما روح خواهم نهاد تا زنده شويد. پس خواهيد دانست كه من يهوه هستم.» پس من چنانكه مأمور شدم نبوتكردم. و چون نبوت نمودم، آوازي مسموع گرديد و اينك تزلزلي واقع شد و استخوان¬ها به يكديگر يعني هر استخواني به استخوانش نزديك شد و نگريستم و اينك پيهها و گوشت به آنها برآمد و پوست آنها را از بالا پوشانيد. اما در آنها روح نبود پس او مرا گفت: «بر روح نبوت نما! اي پسر انسان بر روح نبوت كرده، بگو: خداوند يهوه چنين ميفرمايد كه اي روح از بادهاي اربع بيا و به اين كشتگان بدم تا ايشان زنده شوند.» پس چنانكه مرا امر فرمود، نبوت نمودم. و روح به آنها داخل شد و آنها زنده گشته، بر پاهاي خود لشكر بينهايت عظيمي ايستادند و او مرا گفت: «اي پسر انسان اين استخوان¬ها تمامي خاندان اسرائيل ميباشند. اينك ايشان ميگويند: استخوان¬هاي ما خشك شد و اميد ما ضايع گرديد و خودمان منقطع گشتيم لهذا نبوت كرده، به ايشان بگو: خداوند يهوه چنين ميفرمايد: اينك من قبرهاي شما را ميگشايم. و شما را اي قوم من از قبرهاي شما درآورده، به زمين اسرائيل خواهم آورد و اي قوم من چون قبرهاي شما را بگشايم و شما را از قبرهاي شما بيرون آورم، آنگاه خواهيد دانست كه من يهوه هستم و روح خود را در شما خواهم نهاد تا زنده شويد. و شما را در زمين خودتان مقيم خواهم ساخت. پس خواهيد دانست كه من يهوه تكلم نموده و به عمل آوردهام. قول خداوند اين است.»
اين است سخن خدا. - خدا را سپاس باد.
مزمور برگردان مزمور 107
- رحمت تو تا ابدالاباد است، اي خداوند.
فديه شدگان خداوند اين را بگويند
كه ايشان را از دست دشمن فديه داده است.
و ايشان را از بلدان جمع كرده،
از مشرق و مغرب
و از شمال و جنوب.
- رحمت تو تا ابدالاباد است، اي خداوند.
در صحرا آواره شدند
و در باديهاي بيطريق
و شهري براي سكونت نيافتند.
گرسنه و تشنه نيز شدند
و جان ايشان در ايشان مستمند گرديد.
- رحمت تو تا ابدالاباد است، اي خداوند.
آنگاه در تنگي خود نزد خداوند فرياد برآوردند
و ايشان را از تنگي¬هاي ايشان رهايي بخشيد.
و ايشان را به راه مستقيم رهبري نمود،
تا به شهري مسكون درآمدند.
- رحمت تو تا ابدالاباد است، اي خداوند.
پس خداوند را به سبب رحمتش تشكر نمايند
و به سبب كارهاي عجيب وي با بنيآدم.
زيرا كه جان آرزومند را سير گردانيد
و جان گرسنه را از چيزهاي نيكو پر ساخت.
- رحمت تو تا ابدالاباد است، اي خداوند.
سرود قبل از انجيل ر.ک غلاطيان ۵/ ۱۳و14
هللويا- ما به آزادي فراخوانده شدهايم.
تمام شريعت در محبت به کمال مي¬رسد - هللويا.
انجيل متي ۲۲/ ۳۴-40
(خداوند خداي خود را دوست بدار و همسايهات را همچون خود دوست بدار.)
بخشي از انجيل متي - درود بر تو اي خداوند.
در آن ايام، چون فريسيان شنيدند كه عيسي صدوقيان را مجاب كرده است، گرد هم آمدند يكي از آنان كه عالم شريعت بود براي اينكه او را آزمايش كند پرسيد: "استاد، بزرگ¬ترين حكم در شريعت كدام است؟" عيسي به او گفت: خداوند خداي خود را با تمام دلت، با تمام جانت و با تمام فكرت دوست بدار. اين است بزرگ¬ترين و اولين حكم. دومين كه مثل آن است: همسايهات را همچون خود دوست بدار. تمام شريعت و كتب انبيأ به اين دو حكم وابسته است.
اين است سخن خدا. - ستايش بر تو، اي مسيح.
تعمق
فريسيان باز سعي ميكنند كه با مطرح كردن جزئيات احكام شريعت، عيسي را به دام اندازند. اما او بار ديگر حكمت خود را ثابت نموده، ارزش تمام تورات و نوشتههاي انبياء را در دو حكم وابسته و جدائي ناپذير يعني محبت به خدا و محبت به همنوع خلاصه ميكند. چنانچه هدف رعايت احكام شريعت، محبت خدا نباشد كه به محبت همنوع منجر ميشود، دانستن و رعايت آنها جز به تكبر منجر نميشود.
* نويسندهاي به نام تيلور كالدول مينويسد: "انسانها زماني به برادري ميرسند كه به راز پدر بودن خدا پي ببرند." آيا با اين نظر موافقيد؟
* چگونه سعي ميكنيد كه تقوي و دينداري شما به رعايت قانون و احكام مذهبي خلاصه نگردد، بلكه به راستي در محبت خدا و همنوعان رشد نمائيد؟
* به نظر شما ادعاي ايمان به خدا را ميتوان بدون داشتن محبت به همنوعان ثابت كرد؟