
📚قرائت ـ چهارشنبه ۱۵ آوریل ۲۰۲۶ - ۲۶ فروردین ماه ۱۴۰۵
قرائت اول اعمال رسولان ۵/ ۱۷-26
(مرداني كه به زندان افكنده بوديد، اينك در معبد ايستاده، قوم را تعليم ميدهند.)
بخشي از كتاب اعمال رسولان
در آن روزها، كاهن اعظم برخاست و همه آناني كه با وي بودند نیز، يعني فرقه صدوقيان. آنان از حسادت پر گشته، بر رسولان دست درازي نمودند تا آنان را در زندان عمومي انداختند. اما در طول شب، فرشته خداوند درب¬هاي زندان را باز نموده، آنان را بيرون آورد و گفت: "برويد و در معبد ایستاده،اين سخنان حيات را به قوم اعلام نماييد". چون اين را شنيدند، به هنگام طلوع به معبد داخل شدند و به تعليم پرداختند. در همان حال، كاهن اعظم و آناني كه با وي بودند آمدند و سانهدرين و تمام مجمع مشايخ بني اسرائيل را فراخوانده، به زندان فرستاند تا آنان را بياورند. اما چون نگهبانان به آنجا رسيدند، ايشان را در زندان نيافتند. پس باز گشته چنين گزارش داده گفتند: " ما زندان را با احتياط كامل بسته يافتيم و نگهبان را ايستاده در مقابل درها، اما چون در را گشوديم هيچكس را در داخل نيافتيم". چون فرماندار سپاه معبد و سران كاهنان اين سخنان را شنيدند در مورد آنان بسيار آشفته شدند و از خود ميپرسيدند كه معني اين امر چيست؟ آنگاه كسي آمده به آنان خبر داد: "مرداني كه به زندان افكنده بوديد، اينك در معبد ايستاده، قوم را تعليم ميدهند". پس سردار سپاه معبد به همراه نگهبانان رفته آنان را آورد، اما نه به خشونت زيرا ميترسيدند توسط قوم سنگسار گردند.
اين است سخن خدا. - خدا را سپاس باد.
مزمور برگردان مزمور 34
- خداوندا، دعای مسکینان را اجابت نما.
خداوند را در هر وقت متبارك خواهم گفت.
تسبيح او دائماً بر زبان من خواهد بود.
جان من در خداوند فخر خواهد كرد.
مسكينان شنيده، شادي خواهند نمود.
- خداوندا، دعای مسکینان را اجابت نما.
خداوند را با من تكبير نماييد.
نام او را با يكديگر برافرازيم.
چون خداوند را طلبيدم مرا مستجاب فرمود
و مرا از جميع ترس¬هايم خلاصي بخشيد.
- خداوندا، دعای مسکینان را اجابت نما.
به سوي او نظر كردند و منور گرديدند
و روي¬هاي ايشان خجل نشد.
اين مسكين فرياد كرد و خداوند او را شنيد
و او را از تماميِ تنگي¬هايش رهايي بخشيد.
- خداوندا، دعای مسکینان را اجابت نما.
فرشته خداوند گرداگرد ترسندگان او است.
اردو زده، ايشان را ميرهاند.
بچشيد و ببينيد كه خداوند نيكو است.
خوشا به حال شخصي كه بدو توكل ميدارد.
- خداوندا، دعای مسکینان را اجابت نما.
سرود قبل از انجيل يوحنا ۳/ ۱۶
هللويا- خدا جهان را آنقدر محبت نمود كه پسر يگانه خود را داد تا هر آنكه به او ايمان آورد، هلاك نشود، بلكه حيات جاودان داشته باشد - هللويا.
انجيل يوحنا ۳/ ۱۶-21
(خداوندا، دعای مسکینان را اجابت نما.)
بخشي از انجيل يوحنا - درود بر تو اي خداوند.
در آن ایام، عیسی به نیقودیموس گفت: خدا جهان را آنقدر محبت نمود كه پسر يگانه خود را داد تا هر آنكه به او ايمان آورد، هلاك نشود، بلكه حيات جاودان داشته باشد، زيرا خدا پسر خود را به جهان نفرستاد كه جهان را داوري نمايد، بلكه تا از طريق او جهان نجات يابد. آنكه به او ايمان آورد داوري نميگردد ولي آنكه ايمان نميآورد، او هم اكنون داوري شده است، چراكه به نام پسر يگانه خدا ايمان نياورده است. و داوري اين است: نور به جهان آمده است ولي آدميان ظلمت را بیشتر از نور دوست داشتند، چرا كه كارهايشان شرير بود. زيرا هر آنكه مرتكب بدي ميشود، از نور متنفر است و نزد نور نميآيد مبادا كارهايش نمايان گردد. ولي آنكه راستي را بجاي ميآورد نزد نور می¬آید تا آشكار گردد كه كارهايش در خدا انجام گرفته است".
اين است سخن خدا. - ستايش بر تو، اي مسيح.
تعمق
واقعيتي كه قرائت¬هاي امروز بيان ميكنند اين است كه همان مخالفت و ضديتي كه عيسي در انجام رسالتش با آن مواجه شد، متوجه رسولان او نيز ميباشد. مسيح براي آشكار ساختن محبت خدا نسبت به انسان¬ها به جهان آمد و اين محبت را با كلام، اعمال و به ويژه رنج و مرگ نجاتبخش خود همچون نوري غيرقابل انكار بر دنيا درخشان ساخت. اما همانگونه كه در انجيل امروز ميخوانيم "آدميان، ظلمت را بيشتر از نور دوست داشتند، چرا كه كارهايشان شرير بود. زيرا هرآن كه مرتكب بدي ميشود، از نور متنفر است و نزد نور نميآيد مبادا كارهايش نمايان گردد."
در قرائت اول شاهد اين مبارزه جهان با نور حقيقت مسيح در ضديت با رسولان و مبشرين او در كليساي اوليه ميباشيم. سران يهود كه از ديدن آيات و معجزات رسولان به وحشت افتادهاند، ايشان را در زندان مياندازند، غافل از اينكه نميتوان نور را با ظلمت از ميان برد، حقيقت را با تهديد و ايجاد وحشت پنهان ساخت و قدرت موقت مرگ را بر پيروزي مطلق حيات مسلط گردانيد. اما "شبانگاه فرشته خداوند درهاي زندان را باز كرد و ايشان را بيرون آورده گفت: برويد و در معبد ايستاده، تمام سخن¬هاي اين حيات را به مردم بگوييد." خدا كه محبت بيحد و حصر خود را با دادن پسرش براي نجات ما به ما نشان داده است، در روز داوري ما را در مورد پاسخمان به اين محبت داوري خواهد كرد: "آن كه به او ايمان آورد، داوري نميگردد. ولي آن كه ايمان نميآورد، از هماكنون داوري شده است، چرا كه به نام پسر يگانه خدا ايمان نياورده است. و داوري اين است: نور به جهان آمده است، ولي آدميان ظلمت را بيشتر از نور دوست داشتند، چرا كه كارهايشان شرير بود" (انجيل امروز).
٭ "محبت" صرفاً يك كلمه زيبا و شاعرانه نيست، بلكه صحت آن را بايد در عمل نشان داد. خدا محبت خود را نسبت به ما با "دادن" پسرش، يعني فدا كردن او براي نجات ما، اثبات نمود. ما محبت خود را به خدا چگونه در عمل ثابت ميكنيم؟ آيا حاضريم عزيزترين چيزهاي خود يعني قلب، اراده و خلاصه تمام هستي خود را به او تقديم نماييم؟
٭ آيا در گفتار خود با كلمه "عشق" يا "محبت" بازي ميكنيم و آن را به گونهاي سطحي و عاري از مفهوم بكار ميبريم، يا محبت خود را به همنوعانمان و به خصوص به خانواده و نزديكان خود درعمل و با دادن و عطاكردن سخاوتمندانه وجود خود نشان ميدهيم؟
٭ اگر گاهي بر اثر مشكلات و رنج¬هاي زندگي در اين وسوسه ميافتيم كه از خود بپرسيم آيا خدا ما را دوست دارد يا خير، در اين آيه انجيل امروز تعمق نماييم كه ميگويد: "خدا جهان را آنقدر محبت نمود كه پسر يگانه خود را داد..."