(توانایي آن را نداشتند كه در مقابل حكمت و روحي كه استيفان باآن سخن ميگفت مقاومت نمايند.)
بخشي از كتاب اعمال رسولان
در آن روزها، استيفان، سرشار از فيض و قدرت، اعمال شگفت و آيات عظيمي در ميان قوم بجا ميآورد. برخي از كنيسهاي كه به كنيسه آزادگان مشهور است همراه با قيروانيان، اسكندريان، اهالي قليقيا و آسيا برخاستند تا با استيفان مباحثه نمايند. اما توانایي آن را نداشتند كه در مقابل حكمت و روحي كه باآن سخن ميگفت مقاومت نمايند. پس اشخاصي را برانگيختند كه بگويند: "ما شنيديم كه او سخنان كفرآميز عليه موسي و عليه خدا ميگفت". پس قوم، مشايخ و كاتبان را تحريك نموده، بر سر او تاختند و او را گرفته، نزد سانهدرين بردند. آنان شهود دروغين فراهم آوردند كه گفتند: "اين شخص از سخن گفتن عليه اين مكان مقدس و شريعت باز نميايستد، در واقع او را شنيديم كه ميگفت عيساي ناصري اين مكان را ويران خواهد كرد و رسومي را كه موسي به ما منتقل ساخته است، تغيير خواهد داد. و همه آناني كه در سانهدرين نشسته بودند، به او چشم دوختند و صورت او را ديدند كه همچون صورت يك فرشته بود.
اين است سخن خدا. - خدا را سپاس باد.
مزمور برگردان مزمور 119
- خوشا به حال سالکان در راه خدا
سروران نشسته، به ضد من سخن گفتند.
ليكن بنده تو در فرايض تو تفكر ميكند.
شهادات تو نيز ابتهاج من
و مشورت دهندگان من بودهاند.
- خوشا به حال سالکان در راه خدا
راه¬هاي خود را ذكر كردم و مرا اجابت نمودي.
پس فرايض خويش را به من بياموز.
طريق وصاياي خود را به من بفهمان
و در كارهاي شگفت تو تفكر خواهم نمود.
- خوشا به حال سالکان در راه خدا
راه دروغ را از من دور كن
و شريعت خود را به من عنايت فرما.
طريق راستي را اختيار كردم
و داوري¬هاي تو را پيش خود گذاشتم.
- خوشا به حال سالکان در راه خدا
سرود قبل از انجيل متي 4/4
هللويا- آدمي نه تنها به نان بلكه با هر كلامي كه از دهان خدا ميآيد، زندگي ميكند - هللويا.
انجيل يوحنا ۶/ ۲۲-29
(براي خوراكي كه فاني است كار مكنيد، بلكه براي خوراكي كار كنيد كه تا حيات جاوداني ميماند.)
بخشي از انجيل يوحنا - درود بر تو اي خداوند.
در آن ایام، روز بعد از معجزه تکثیر نان، جمعيتي كه در كناره ديگر دريا ايستاده بودند، ديدند كه فقط يك قايق در آنجا هست و عيسي با شاگردانش سوار قايق نشده بود، بلكه شاگردانش تنها رفته بودند. در اين حين، قايق¬هاي ديگري از طبريه، نزديك جايي كه پس از آنكه خداوند سپاسگزاري كرده بود نان را خورده بودند، آمدند. جمعيت چون ديدند كه نه عيسي در آنجا بود و نه شاگردانش، سوار قايقها شده و در جستجوي عيسي به كفرناحوم رفتند. هنگامي كه وي را در كناره ديگر دريا يافتند به او گفتند: "ربي، ای استاد، كي به اينجا آمدي؟" عيسي در جواب ايشان گفت: "به راستي، به راستي به شما ميگويم، مرا ميطلبيد نه به خاطر اينكه آیاتی را ديديد، بلكه به خاطر اينكه نان خورديد و سير شديد. براي خوراكي كه فاني است كار مكنيد، بلكه براي خوراكي كار كنيد كه تا حيات جاوداني ميماند كه پسر انسان آن را به شما خواهد داد، زيرا پدر كه خدا است بر او مهر زده است". پس به او گفتند: "چه كنيم تا اعمال خدا را بجاي آوريم؟" عيسي در جواب ايشان گفت: " عمل خدا اين است كه به آنكه او فرستاده ايمان آوريد".
اين است سخن خدا. - ستايش بر تو، اي مسيح.
تعمق
شايد يكي از دردناكترين تجربيات مسيح مورد سوءتفاهم واقع گشتن و رد شدن نشانههاي محبتش از سوي انسان¬ها بود. او در ميان قوم خود معجزات و نشانههاي زيادي ظاهر ساخت و از جمله جمعيت زيادي را با تكثير نان سير كرد، تا مردم او را به عنوان نجاتدهنده خود بشناسند و براي رفع گرسنگي روحاني و برخورداري از حيات جاويدان به سويش جذب شوند. اما بسياري از آنان صرفاً به فكر رفع نيازهاي مادي خود بودند و به خاطر انگيزههاي مادي و فاني به دنبالش ميرفتند. عيسي كه از اين موضوع رنج ميكشيد به آنان ميگويد: "به راستي، به راستي به شما ميگويم، مرا ميطلبيد نه به خاطر اينكه آياتي را ديديد، بلكه به خاطر اينكه نان خورديد و سير شديد" (انجيل امروز).
اين درست همان رنجي است كه پيروان راستين مسيح نيز با آن مواجه ميشوند. در قرائت اول ميبينيم كه استيفان شماس نيز كه با وفاداري از خداوند خود پيروي ميكرد و "پر از فيض و قوت شده، آيات و معجزات عظيم در ميان مردم از او ظاهر ميشد"، مورد سوءتفاهم و مخالفت قوم خود قرار ميگيرد. آنان كه قلب خود را به روي حقيقت مسيح بستهاند، به دروغ به استيفان نسبت كفر ميدهند، با اينكه صورت او را مثل يك فرشته ميبينند. آنان مثل همه كساني كه قلب خود را به روي حقيقت ميبندند، دلايل دروغين براي اثبات حقانيت مبارزه خود با راستي ارائه ميدهند و براي پنهان ساختن علت واقعي ترس خود كه عدم تمايل به توبه و دگرگوني زندگي است، بهانههاي پوچ و كاذب ميآورند. برعكس ادعاي آنان، مسيح براي به كمال رسانيدن شريعت موسي (ر.ك. به متي ۵/ ۱۷) و نجات قوم خود (و همه انسانها) با فدا ساختن جان خود آمده بود (ر.ك. به يوحنا ۱۲/ ۵۰-52). عيسي نيامده بود تا طبق شهادت دروغ آنان، رسوم موسي را تغيير دهد، بلكه او آمده است تا انسان¬ها حيات داشته باشند (يوحنا 10/10 ) و كار رسولان او نيز بشارت همين حيات است (ر.ك. به اعمال ۵/ ۲۰) و نه برانداختن شريعت موسي.
اما هم مسيح و هم استيفان و هم تمام كساني كه به پيروي از مسيح در راه او رنج و جفا ميبينند، در آگاهي از اينكه مواجه شدن با سوءتفاهم و دشمني جهان براي كساني كه اراده خدا را بجا ميآورند، امري طبيعي است، نيرو مييابند. براي اينكه اين رنج با رنج نجاتبخش مسيح متحد گردد، يك پيرو واقعي مسيح نبايد سوءتفاهم و عدم پذيرش پيامش از سوي ديگران را با تحقير و دشمني پاسخ گويد. او بايد همچون مسيح و استيفان، به محبت نمودن ادامه دهد و از دعوت انسانها به نور حقيقت، خسته نگردد. چنانچه لازم باشد او بايد در اين راه، در عين حفظ آرامش و اميد خود، حاضر به فدا ساختن جان خويش باشد.
٭ در مقابل كساني كه با سوءتفاهم و بدبيني به نشانههاي محبت و حسن نيت ما پاسخ ميدهند، چه عكسالعملي نشان ميدهيم؟ آيا حاضريم به پيروي از مسيح به محبت رايگان خود ادامه دهيم و از پيروزي نهايي محبت و حقيقت مأيوس نگرديم؟
٭ هدف ما از پيروي از مسيح چيست؟ ما براي به دست آوردن چه خوراكي كار ميكنيم و براي اينكه كار و زندگي ما ارزشي جاوداني بيابد، چه ميكنيم؟