در حال بارگزاری وبسایت فارسی کاتولیک...














زمان بندی برنامه های امروز رادیو فارسی کاتولیک

سخن امروز پاپ

 

 

 

----


هر صبح، خدا  می آید تا ما را هر کجا که هستیم پیدا کند. او ما را به برخاستن از این دنیا، فرا می خواند. تا نگاه کنیم و پی ببریم که ما برای بهشت ساخته شده ایم.

 

پاپ فرانسیس

 

---

 

انتشارات فارسی کاتولیک

 

انتشارات فارسی کاتولیک

 

 


📚قرائت ـ یکشنبه  ۱۹  آوریل  ۲۰۲۶  -  ۳۰  فروردین  ماه ۱۴۰۵

 

 
 عيساي‌ رستاخيز كرده‌ خود را به‌ هنگام‌ پاره‌ كردن‌ نان‌، ظاهر مي‌كند
قرائت‌ اول‌          اعمال‌ رسولان‌ ۲/ ۱۴ و 22-33
 (محال‌ بود كه‌ مرگ‌ او را در سلطه‌ قدرتش‌ نگاه‌ دارد)
 بخش‌ از كتاب‌ اعمال‌ رسولان‌ 
   در روز پنطيكاست‌ پطرس‌ با يازده‌ رسول‌ برخاسته‌، با صداي‌ بلند اين‌ سخنان‌ را خطاب‌ به‌ ايشان‌ گفت‌: "اي‌ مردان‌ اسرائيلي‌، به‌ اين‌ سخنان‌ گوش‌ دهيد: عيساي‌ ناصري‌، مردي‌ كه‌ خدا با به جا آوردن‌ معجزات‌، اعمال‌ شگفت‌ و آيات‌ توسط‌ وي‌، او را نزد شما مورد تأييد قرار داد، همان¬گونه‌ كه‌ مي‌دانيد، اين‌ مرد كه‌ طبق‌ نقشه‌ قاطع‌ و پيش¬داني‌ خدا، شما او را تسليم‌ نموديد و به‌ دست‌ بت‌پرستان‌ مصلوب‌ كرده‌، كشتيد، خدا او را برخيزانيد و از عذاب‌ مرگ‌ رهانيد، زيرا محال‌ بود كه‌ مرگ‌ او را در سلطه‌ قدرتش‌ نگاه‌ دارد. در واقع‌ داود در مورد او مي‌گويد: "خداوند را هميشه‌ پيش‌ روي‌ خود مي‌ديدم‌، چونكه‌ بدست‌ راست‌ من‌ است‌ تا لغزش‌ نخورم‌. از اين‌ رو دلم‌ شادمان‌ است‌ و زبانم‌ به‌ وجد آمده‌، بلكه‌ بدنم‌ نيز در اميد ساكن‌ خواهد شد، زيرا جان‌ مرا در ديار مردگان‌ ترك‌ نخواهي‌ كرد و نخواهي‌ گذاشت‌ كه‌ قدوس‌ تو فساد را ببيند. طرق‌ خود را به‌ من‌ شناساندي‌ و با روي‌ خود مرا از شادي‌ لبريز خواهي‌ كرد".
   اي‌ برادران‌، درباره‌ داود پطريارخ‌ مي‌توانم‌ با اطمينان‌ به‌ شما بگويم‌ كه‌ او مرد و مدفون‌ گرديد و مقبره‌ او تا به‌ امروز در ميان‌ ما است‌. پس‌ او چون‌ نبي‌ بود و مي‌دانست‌ كه‌ خدا براي‌ او قسم‌ خورده‌ بود كه‌ از نسل‌ او يكي‌ را بر تخت‌ او خواهد نهاد، او رستاخيز مسيح‌ را از پيش‌ ديده‌، آن‌ را اعلام‌ نمود و گفت‌ كه‌ او در ديار مردگان‌ ترك‌ نگشت‌ و بدن‌ او فساد را نديد. همين‌ عيسي‌ را خدا برخيزانيد و همه‌ ما بر آن‌ شاهد هستيم‌. پس‌ چون‌ به‌ دست‌ راست‌ خدا بالا برده‌ شد و روح‌¬القدس‌ موعود را از پدر دريافت‌ نمود، اين‌ را كه‌ اكنون‌ مي‌بينيد و مي‌شنويد، افشانده‌ است‌".
   اين‌ است‌ سخن‌ خدا.     - خدا را سپاس‌ باد.
 
مزمور برگردان‌           مزمور ۱۶/ ۱-2، 5 و 7-11
 - خداوندا، طريق‌ حيات‌ را به‌ ما نشان‌ ده‌.
   خدايا، مرا محافظت‌ كن‌، زيرا به‌ تو پناه‌ مي‌برم‌
   خداوند را گفتم‌: "تو خداوند من‌ هستي‌،  مرا جز تو نيكي‌ ديگري‌ نيست‌".
   خداوند سهم‌ ميراث‌ و جام‌ من‌ است‌
   تو خود پاداش‌ من‌ هستي‌.
- خداوندا، طريق‌ حيات‌ را به‌ ما نشان‌ ده‌.
   خداوند را كه‌ مرا پند مي‌دهد متبارك‌ مي‌خوانم‌
   شبانگاه‌ نيز قلبم‌ مرا تعليم‌ مي‌دهد
   خداوند را هميشه‌ پيش‌ روي‌ خود مي‌دارم‌
   و چون‌ او در دست‌ راست‌ من‌ است‌، لغزش‌ نخواهم‌ خورد.
- خداوندا، طريق‌ حيات‌ را به‌ ما نشان‌ ده‌.
   از اين‌ رو دلم‌ به‌ وجد مي‌آيد و جانم‌ شاد است‌
   و بدنم‌ نيز در اطمينان‌ به سر خواهد برد
   زيرا جانم‌ را در ميان‌ مردگان‌ ترك‌ نخواهي‌ كرد
   و نخواهي‌ گذاشت‌ كه‌ قدوس‌ تو فساد را ببيند
- خداوندا، طريق‌ حيات‌ را به‌ ما نشان‌ ده‌.
   طريق‌ حيات‌ را به‌ من‌ نشان‌ خواهي‌ داد
   كمال‌ خوشي‌ در حضور تو است‌ و لذت¬ها به‌ دست‌ راست‌ تو تا به‌ ابد.
- خداوندا، طريق‌ حيات‌ را به‌ ما نشان‌ ده‌.
 
قرائت‌ دوم          اول‌ پطرس‌ ۱/ ۱۷-21
 (شما با خون‌ گرانبهاي‌ مسيح‌ كه‌ بره‌ بي‌¬عيب‌ است‌، بازخريد شده‌ايد)
 بخشي‌ از رساله‌ اول‌ پطرس‌ رسول‌
   اي‌ برادران‌، اگر آن‌ كسي‌ را پدر مي‌خوانيد كه‌ بدون‌ تبعيض‌ بر حسب‌ عمل‌ هر شخص‌ داوري‌ مي‌نمايد، در زمان‌ غربت‌ خود در ترس‌ به سر بريد. مي‌دانيد كه‌ به‌ چيزهاي‌ فاني‌ مثل‌ نقره‌ يا طلا از زندگي‌ بيهوده‌اي‌ كه‌ از پدران‌ خود به‌ ميراث‌ برده‌ايد، بازخريد نشده‌ايد، بلكه‌ به‌ خون‌ گرانبهاي‌ بره‌اي‌ بي‌عيب‌ و بي‌لكه‌، يعني مسيح‌ كه‌ پيش‌ از بنياد جهان‌ مقرر شده‌ بود و در پايان‌ زمان‌ به‌ جهت‌ شما آشكار شده‌ است‌. توسط‌ او است‌ كه‌ به‌ خدا ايمان‌ داريد كه‌ او را از ميان‌ مردگان‌ برخيزانيد و او را جلال‌ داد تا ايمان‌ شما و اميد شما به‌ خدا باشد.
   اين‌ است‌ سخن‌ خدا.     - خدا را سپاس‌ باد.
 
سرود قبل‌ از انجيل‌           ر.ك‌. به‌ لوقا ۲۴/ ۳۲
هللويا -  اي‌ عيساي‌ خداوند، كتاب‌ مقدس‌ را براي‌ ما شرح‌ ده‌
 و قلب‌ ما را با كلام‌ خود فروزان‌ ساز. - هللويا.
 انجيل         لوقا ۲۴/ ۱۳-35
 (آنان‌ او را به‌ هنگام‌ پاره‌ كردن‌ نان‌ شناختند)
 بخشي‌ از انجيل‌ لوقا     - درود بر تو اي‌ خداوند.
   همان‌ روز، دو تن‌ از ايشان‌ به‌ دهكده‌اي‌ در دو فرسنگي‌ اورشليم‌، به‌ نام‌ عمواس‌ مي‌رفتند و درباره‌ تمام‌ اين‌ وقايع‌ با يكديگر گفتگو مي‌كردند. و واقع‌ شد كه‌ چون‌ بحث‌ و گفتگو مي‌كردند، خود عيسي‌ نزديك‌ شده‌ با ايشان‌ همراه‌ شد. ولي‌ چشمان‌ ايشان‌ از شناخت‌ او بازداشته‌ شده‌ بود. به‌ ايشان‌ گفت‌: "اين‌ سخنان‌ چيست‌ كه‌ در بين‌ راه‌ رد و بدل‌ مي‌كنيد؟" آنان‌ با چهره‌¬هاي‌ محزون‌ ايستادند. آنگاه‌ يكي‌ از ايشان‌ به‌ نام‌ كليوپاس‌ در جواب‌ او گفت‌: "گويا تو تنها غريبه‌ مقيم‌ اورشليم‌ باشي‌ كه‌ نمي‌داند در اين‌ ايام‌ چه‌ وقايعي‌ در آن‌ رخ‌ داده‌ است‌". به‌ ايشان‌ گفت‌: "چه‌ وقايعي‌؟"
   به‌ او گفتند: "آنچه‌ راجع‌ به‌ عيساي‌ ناصري‌ است‌ كه‌ در كردار و گفتار در حضور خدا و جميع‌ قوم‌، پيامبري‌ قادر بود. و اينكه‌ چگونه‌ سران‌ كاهنان‌ و سران‌ ما، او را تسليم‌ نمودند تا به‌ مرگ‌ محكوم‌ شود و مصلوبش‌ ساختند. ما اميد داشتيم‌ او همان‌ باشد كه‌ اسرائيل‌ را رها مي‌سازد. ولي‌ با اين‌ همه‌ اين‌ روز سوم‌ است‌ كه‌ از وقوع‌ اين‌ امور مي‌گذرد. با اين‌ حال‌ برخي‌ از زنان‌ گروه‌ ما، ما را متحير ساخته‌اند آنان‌ صبح‌ زود به‌ سر قبر رفتند و چون‌ جسدش‌ را نيافتند، آمدند و گفتند كه‌ رؤيتي‌ از فرشتگان‌ داشته‌اند كه‌ مي‌گفتند او زنده‌ است‌. برخي‌ از ما به‌ سر قبر رفتند و همه‌ چيز را همان¬طور كه‌ زنان‌ گفته‌ بودند، يافتند. ولي‌ او را نديدند".
   آنگاه‌ وي‌ به‌ ايشان‌ گفت‌: "اي‌ كندذهنان‌ و اي‌ سست¬دلان‌ در ايمان‌ آوردن‌ به‌ هر آنچه‌ پيامبران‌ گفته‌اند. آيا نمي‌بايست‌ كه‌ مسيح‌ اين‌ رنج¬ها را متحمل‌ گردد تا وارد جلال‌ خود شود؟" آنگاه‌ از موسي‌ و همه‌ پيامبران‌ آغاز كرده‌، در تمام‌ كتاب‌ مقدس‌ آنچه‌ را كه‌ در مورد خود او بود به‌ ايشان‌ توضيح‌ داد. چون‌ به‌ دهكده‌اي‌ كه‌ به‌ آن‌ مي‌رفتند نزديك‌ شدند، او وانمود كرد كه‌ جلوتر مي‌رود، ولي‌ آنان‌ با اصرار به‌ او گفتند: "با ما بمان‌، چرا كه‌ شامگاهان‌ نزديك‌ است‌ و روز در شرف‌ اتمام‌. "پس‌ داخل‌ رفت‌ تا با ايشان‌ بماند.
   حال‌ وقتي‌ كه‌ با ايشان‌ بر سر سفره‌ بود، نان‌ را گرفت‌ و دعاي‌ بركت‌ را خواند و آن‌ را پاره‌ نموده‌ به‌ ايشان‌ داد. آنگاه‌ چشمانشان‌ گشوده‌ شد و او را شناختند، ولي‌ او از نظرشان‌ ناپديد گشت‌. پس‌ به‌ يكديگر گفتند: "مگر وقتي‌ در راه‌ با ما سخن‌ مي‌گفت‌ و كتاب‌ مقدس‌ را برايمان‌ شرح‌ مي‌داد، دل‌ در درونمان‌ نمي‌سوخت‌؟" در همان‌ ساعت‌ برخاسته‌ به‌ اورشليم‌ بازگشتند و آن‌ يازده‌ تن‌ و همراهانشان‌ را گرد هم‌ يافتند كه‌ مي‌گفتند: "در حقيقت‌ خداوند برخاسته‌ و به‌ شمعون‌ ظاهر شده‌ است‌".
   آنگاه‌ آنان‌ آنچه‌ را در راه‌ روي‌ داده‌ بود بازگو نمودند و اينكه‌ چگونه‌ او را به‌ هنگام‌ پاره‌ كردن‌ نان‌ شناختند.
   اين‌ است‌ سخن‌ خداوند.     - ستايش‌ بر تو، اي‌ مسيح‌.
تعمق
ثمرات‌ مرگ‌ و رستاخيز نجات‌بخش‌ مسيح‌ و تأثير آن‌ بر رسولان‌، كليساي‌ اوليه‌ و يكايك‌ ما ايمانداران‌ امروز، موضوعي‌ است‌ كه‌ در قرائت¬هاي‌ يكشنبه‌هاي‌ عيد فصح‌ مورد بررسي‌ قرار مي‌گيرد. همان‌ شاگرداني‌ كه‌ در زمان‌ حيات‌ عيسي‌ در شناخت‌ او و فهميدن‌ رازهاي‌ الهي‌ و تعاليمش‌ كندذهن‌ و دير باور بودند (به‌ عنوان‌ مثال‌ ر.ك‌. به‌ متي‌ ۱۶/ ۸ و 17/17-20 و يوحنا ۱۴/ ۹-10 و ۶/ ۶۰-68) و حتي‌ در روزهاي‌ اول‌ پس‌ از رستاخيز، عيسي‌ آنان‌ را به‌ خاطر بي‌ايماني‌ و كند ذهنيشان‌ در تصديق‌ رستاخيزش‌ توبيخ‌ نمود (ر.ك‌. به‌ مرقس‌ ۱۶/ ۱۴ و انجيل‌ امروز: لوقا ۲۴/ ۲۵)، پس‌ از نزول‌ روح‌القدس‌ در روز پنطيكاست‌، طبق‌ وعده‌ مسيح‌، "قوت‌" يافتند و به‌ شاهدان‌ او تبديل‌ گشتند (ر.ك‌. به‌ لوقا ۲۴/ ۴۹ و اعمال‌ ۲/ ۸ و ۲/ ۳۲-33).
 در قرائت‌ اول‌ شاهد شهادت‌ پر شهامت‌ پطرس‌ به‌ رستاخيز عيسي‌، در مقابل‌ جمع‌ كثيري‌ از زائران‌ يهودي‌ در اورشليم‌ هستيم‌. او كه‌ در شب‌ دستگيري‌ عيسي‌، در برابر كنيزي‌ انكار كرده‌ بود كه‌ او را مي‌شناسد (ر.ك‌. به‌ لوقا ۲۲/ ۵۶-57)، اكنون‌ بدون‌ ترس‌ از عكس‌العمل‌ سران‌ يهود، به‌ رستاخيز عيسي‌ شهادت‌ مي‌دهد و الوهيت‌ او را اقرار مي‌كند: "اين‌ مرد كه‌ طبق‌ نقشه‌ قاطع‌ و پيش‌داني‌ خدا، شما او را تسليم‌ نموديد و به‌ دست‌ بت‌پرستان‌ مصلوب‌ كرده‌، كشتيد، خدا او را برخيزانيد و از عذاب‌ مرگ‌ رهانيد... همين‌ عيسي‌ را خدا برخيزانيد و همه‌ ما شاهد آن‌ هستيم‌. پس‌ چون‌ به‌ دست‌ راست‌ خدا بالا برده‌ شد و روح‌القدس‌ موعود را از پدر دريافت‌ نمود، اين‌ را كه‌ اكنون‌ مي‌بينيد و مي‌شنويد، افشانده‌ است‌." او كه‌ ماهيگير ساده‌اي‌ بيش‌ نبود و خيلي‌ از اوقات‌ از درك‌ كامل‌ تعاليم‌ مسيح‌ عاجز بود، اكنون‌ به‌ كمك‌ نيروي‌ روح‌القدس‌، با فصاحت‌ يك‌ استاد الهيات‌، مزمور 15 را در رابطه‌ با مسيح‌ و رستاخيز او تفسير مي‌كند و اگر ادامه‌ قرائت‌ اول‌ امروز را در فصل‌ 2 كتاب‌ اعمال‌ رسولان‌ بخوانيم‌، مي‌بينيم‌ كه‌ در همان‌ روز بر اثر موعظه‌ او حدود سه‌ هزار نفر ايمان‌ آوردند (ر.ك‌. به‌ اعمال‌ رسولان‌ ۲/ ۴۱).
   ارزش‌ مرگ‌ نجات‌بخش‌ مسيح‌ كه‌ طبق‌ نقشه‌ قاطع‌ و پيش‌داني‌ خدا صورت‌ مي‌گيرد (ر.ك‌. به‌ قرائت‌ اول‌)، در قرائت‌ دوم‌، باز توسط‌ پطرس‌ رسول‌، در رابطه‌ با تأثير آن‌ بر زندگي‌ ما پيروانش‌، مورد تفسير قرار مي‌گيرد. او خون‌ مسيح‌ را به‌ خون‌ بره‌ فصح‌ كه‌ براي‌ يهوديان‌ نماد گوياي‌ نجاتشان‌ از اسارت‌ مصر بود، تشبيه‌ مي‌كند، اما براي‌ بازخريد همه‌ انسانها از اسارت‌ بس‌ مهلك‌تر گناه‌ و نتيجه‌ آن‌ يعني‌ مرگ‌: "مي‌دانيد كه‌ به‌ چيزهاي‌ فاني‌ مثل‌ نقره‌ يا طلا از زندگي‌ بيهوده‌اي‌ كه‌ از پدران‌ خود به‌ ميراث‌ برده‌ايد، بازخريد نشده‌ايد، بلكه‌ به‌ خون‌ گرانبهاي‌ بره‌اي‌ بي‌عيب‌ و لكه‌، يعني‌ مسيح‌ كه‌ پيش‌ از بنياد جهان‌ مقرر شده‌ بود و در پايان‌ زمان‌ به‌ جهت‌ شما آشكار شده‌ است‌. توسط‌ او است‌ كه‌ به‌ خدا ايمان‌ داريد كه‌ او را از ميان‌ مردگان‌ برخيزانيد و او را جلال‌ داد تا ايمان‌ شما و اميد شما به‌ خدا باشد."
   همانگونه‌ كه‌ پطرس‌ در قرائت‌ اول‌ و دوم‌ توضيح‌ مي‌دهد، مسيح‌ مي‌بايست‌ از راه‌ رنج‌ صليب‌ به‌ جلال‌ رستاخيز دست‌ يابد. عيسي‌ كه‌ قبلاً بارها در مورد لزوم‌ مرگ‌ و رستاخيز خود صحبت‌ كرده‌ بود تا شاگردان‌ را براي‌ پذيرفتن‌ آن‌ آماده‌ سازد (به‌ عنوان‌ مثال‌ ر.ك‌. به‌ متي‌ ۱۷/ ۹ و 12 و 22-23، مرقس‌ ۱۰/ ۳۲-34 و لوقا ۹/ ۲۱-22 و 31)، پس‌ از رستاخيز نيز لازم‌ مي‌بيند كه‌ با ظاهر شدن‌ به‌ شاگردانش‌، ايمان‌ آنان‌ را تقويت‌ نمايد. در انجيل‌ امروز مي‌خوانيم‌ كه‌ در غروب‌ روز رستاخيز، او به‌ دو تن‌ از شاگردان‌ كه‌ عليرغم‌ شنيدن‌ خبر رستاخيزش‌، با بي‌باوري‌ و چهره‌هاي‌ محزون‌ از اورشليم‌ به‌ سوي‌ دهكده‌اي‌ به‌ نام‌ عمواس‌ مي‌رفتند، ظاهر مي‌شود. از آنجايي‌ كه‌ شناخت‌ مسيح‌ رستاخيز كرده‌ كه‌ از بْعد اين‌ جهان‌ مادي‌ به‌ بْعد حيات‌ پر جلال‌ آسماني‌ گذر كرده‌ است‌ مستلزم‌ ايمان‌ مي‌باشد، چشمان‌ ايشان‌ از شناخت‌ او باز داشته‌ شده‌ بود. با اينكه‌ عيسي‌ قبلاً در ارتباط‌ با لزوم‌ مرگ‌ و رستاخيز خود به‌ شاگردان‌ گفته‌ بود كه‌ "رفتن‌ او به‌ اورشليم‌ و زحمت‌ بسيار كشيدن‌ از مشايخ‌ و رؤساي‌ كهنه‌ و كاتبان‌ و كشته‌ شدن‌ و در روز سوم‌ برخاستن‌ ضروري‌ است‌" (ر.ك‌. به‌ متي‌ ۱۶/ ۲۱)، اكنون‌ شاگردان‌ عمواس‌ كه‌ وقوع‌ همه‌ اين‌ امور را ديده‌ يا شنيده‌ بودند، به‌ خاطر كند ذهني‌ و سست‌ دلي‌ در ايمان‌، به‌ جاي‌ آن‌ كه‌ با شادي‌ به‌ سوي‌ اورشليم‌ بروند و در جمع‌ يازده‌ تن‌ و همراهانشان‌ از رستاخيز خداوند سخن‌ گويند (كاري‌ كه‌ پس‌ از شناخت‌ او به‌ هنگام‌ پاره‌ كردن‌ نان‌ مي‌كنند: ر.ك‌. به‌ لوقا ۲۴/ ۳۳-35)، در خلاف‌ جهت‌ اورشليم‌ گام‌ برمي‌دارند. آنان‌ با پشت‌ كردن‌ به‌ اورشليم‌، جايي‌ كه‌ مسيح‌ براي‌ نجات‌ همه‌ انسانها مرد و رستاخيز نمود، اميد خود را از دست‌ داده‌اند و گويي‌ مي‌خواهند به‌ زندگي‌ قبلي‌ خود بازگردند.
اما در اين‌ سفر تلخ‌، مسيح‌ به‌ عنوان‌ يك‌ ناشناس‌ همسفر آنان‌ مي‌گردد و "از موسي‌ و همه‌ پيامبران‌ آغاز كرده‌، در تمام‌ كتاب‌ مقدس‌ آنچه‌ را كه‌ در مورد خود او بود به‌ ايشان‌ توضيح‌ داد." وقتي‌ به‌ اصرار آنان‌ به‌ خانه‌ ايشان‌ رفت‌، "نان‌ را گرفت‌ و دعاي‌ بركت‌ را خواند و آن‌ را پاره‌ نموده‌ به‌ ايشان‌ داد آنگاه‌ چشمانشان‌ گشوده‌ شد و او را شناختند، ولي‌ او از نظرشان‌ ناپديد گشت‌. پس‌ به‌ يكديگر گفتند: مگر وقتي‌ در راه‌ با ما سخن‌ مي‌گفت‌ و كتاب‌ مقدس‌ را برايمان‌ شرح‌ مي‌داد، دل‌ در درونمان‌ نمي‌سوخت‌؟ در همان‌ ساعت‌ برخاسته‌ به‌ اورشليم‌ بازگشتند و آن‌ يازده‌ تن‌ و همراهانشان‌ را گرد هم‌ يافتند كه‌ مي‌گفتند: در حقيقت‌ خداوند برخاسته‌ و به‌ شمعون‌ ظاهر شده‌ است‌. آنگاه‌ آنان‌ آنچه‌ را در راه‌ روي‌ داده‌ بود بازگو نمودند و اينكه‌ چگونه‌ او را به‌ هنگام‌ پاره‌ كردن‌ نان‌ شناختند."
   كداميك‌ از ما مي‌تواند ادعا كند كه‌ بعضي‌ اوقات‌ نااميدي‌ و سردرگمي‌ شاگردان‌ عمواس‌ را تجربه‌ نمي‌كند و در خلاف‌ جهت‌ "اورشليم‌" گام‌ برنمي‌دارد؟ وقتي‌ ما در بسياري‌ از نقاط‌ جهان‌ شاهد سلطه‌ جنگ‌ و خشونت‌ و ظلم‌ و نفرت‌ هستيم‌ و يا مي‌بينيم‌ كه‌ جمع‌ كثيري‌ از مردم‌ چنان‌ در بي‌بند و باري‌ و فساد اخلاقي‌ زندگي‌ مي‌كنند كه‌ گويي‌ خدا برايشان‌ مرده‌ است‌، آيا ما نيز مثل‌ شاگردان‌ عمواس‌ افسرده‌ و دلسرد نمي‌شويم‌؟ وقتي‌ مي‌بينيم‌ بسياري‌ از كساني‌ كه‌ خود را مسيحي‌ مي‌نامند، به‌ تعاليم‌ خدا و مشاركت‌ در زندگي‌ كليسايي‌ پشت‌ مي‌كنند و به‌ شكلهاي‌ نويني‌ از بت‌پرستي‌ روي‌ مي‌آورند و چنان‌ رفتار مي‌نمايند كه‌ گويي‌ مسيح‌ و قدرت‌ رستاخيزش‌ افسانه‌اي‌ بيش‌ نيست‌، آيا ما نيز وسوسه‌ نمي‌شويم‌ كه‌ به‌ "اورشليم‌" پشت‌ كنيم‌ و به‌ اصطلاح‌ هم¬رنگ‌ جماعت‌ شويم‌؟ اما مسيح‌ رستاخيز كرده‌ ما را در اين‌ جاده‌ يأس‌ تنها نمي‌گذارد و به‌ صورت‌ همسفر نامرئي‌ زندگيمان‌ در كنار ما گام‌ برمي‌دارد. او از طريق‌ همين‌ مشكلات‌ و پرسش¬هاي‌ اساسي‌ كه‌ ايمان‌ ما را زير سئوال‌ مي‌برند، با ما سخن‌ مي‌گويد و به‌ هر يك‌ از ما نيز يادآور مي‌گردد كه‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ جلال‌ رستاخيز، بايد از رنج‌ صليب‌ و مرگ‌ گذر كرد.
   ولي‌ براي‌ اينكه‌ مسيح‌ بتواند يأس‌ ما را به‌ اميد و ترس‌ و دلسردي‌ ما را به‌ شهامت‌ و اشتياق شهادت‌ دادن‌ به‌ او تبديل‌ نمايد، بايد همچون‌ شاگردان‌ عمواس‌ اجازه‌ دهيم‌ كه‌ با قلب‌ ما سخن‌ گويد. بايد با شركت‌ وفادارانه‌ در آئين‌ سپاسگزاري‌ اجازه‌ دهيم‌ كه‌ او كلام‌ خدا را براي‌ ما تفسير كند و به‌ آن‌ در پرتو رستاخيزش‌ مفهوم‌ بخشد. بگذاريم‌ با كلام‌ زنده‌اش‌ شعله‌ اميد را در دل‌ ما نيز شعله‌ور سازد و در شكستن‌ نان‌، صورت‌ رستاخيز كرده‌اش‌ را براي‌ ما ترسيم‌ نمايد. در آن‌ صورت‌ ما نيز همچون‌ شاگردان‌ عمواس‌ و ساير شاگرداني‌ كه‌ با مسيح‌ رستاخيز كرده‌ ملاقات‌ كردند در مي‌يابيم‌ كه‌ چيزي‌ بهتر از نظاره‌ كردن‌ او و نگاه‌ داشتن‌ وي‌ براي‌ خود وجود دارد و آن‌ حامل‌ مژده‌ رستاخيز او بودن‌ براي‌ سايرين‌ است‌. اگر ما نيز همچون‌ شاگردان‌ عمواس‌ بگذاريم‌ كه‌ عشق‌ مسيح‌، سردي‌ و سختي‌ دلمان‌ را ذوب‌ نمايد، ما هم‌ پس‌ از هر ملاقات‌ با او در قرباني‌ مقدس‌، برمي‌خيزيم‌ و به‌ سوي‌ ديگران‌ مي‌رويم‌ تا با زندگي‌ و محبت‌ خود شهادت‌ دهيم‌ كه‌ "در حقيقت‌ خداوند برخاسته‌ است‌!"
 ٭   براي‌ ما رستاخيز مسيح‌ صرفاً يكي‌ از اصول‌ اعتقادات‌ كليسا است‌ يا واقعيت‌ زنده‌اي‌ است‌ كه‌ به‌ زندگي‌ ما اميد و هدف‌ مي‌بخشد؟ براي‌ اينكه‌ در زندگي‌ بيهوده‌اي‌ كه‌ از پدران‌ خود به‌ ميراث‌ برده‌ايم‌ باقي‌ نمانيم‌، بلكه‌ به‌ مبشرين‌ مسيح‌ رستاخيز كرده‌ تبديل‌ شويم‌، چه‌ بايد بكنيم‌؟
 ٭   براي‌ اينكه‌ در زير بار سختيها و سئوالات‌ مشكل‌ زندگي‌ خم‌ نشويم‌ و راه‌ عمر خود را در اندوه‌ و نااميدي‌ طي‌ نكنيم‌، تصميم‌ بگيريم‌ كه‌ با وفاداري‌ در زندگي‌ عبادي‌ كليسا سهيم‌ شويم‌ تا خداوند توسط‌ حضور زنده‌اش‌ در كلام‌ خود و نان‌ قرباني‌ مقدس‌، به‌ ما نيروي‌ آن‌ را بدهد كه‌ ايمان‌ و اميدمان‌ صرفاً به‌ او باشد. دعا كنيم‌ كه‌ در مقابل‌ فيض‌ روح‌القدس‌، با سخت‌دلي‌ و بي‌ايماني مقاومت‌ نكنيم‌، بلكه‌ اجازه‌ دهيم‌ كه‌ او قلب‌ ما را دگرگون‌ سازد و ما را به‌ شاهدان‌ رستاخيز مسيح‌ و مبشرين‌ مژده‌ نجات تبديل‌ نمايد.